سلام ب تو دوست عزیزی ک اومدی ب این وب فقط برای خنده

برای کیف بیشتر میتونید ب آرشیو برید(خعععععععععععععععععلی حال میده!)

هر کسی می خواد تبادل لینک کنه خبربده تا من بلینکمش

میتونید نظر بدید تا جوابتونو یا تو وبتون یا تو همون نظر پاسختونو بدم 

 



تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ | 7:20 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
سه تا لاک پشت تصمیم میگیرن برن شمال چیپس بخورن!

هفت سال طول میکشه میرسن شمال، در پاکتو که باز میکنن یادشون میفته ماست نیاوردن!

سه تایی بحث میکنن که کدومشون برگرده ماست بیاره، بعد از سه سال قرار میشه یکی شون بره ماست بیاره.

به اون دوتای دیگه میگه: اگه من برم، دیر بیام خدا وکیلی چیپسا رو نمیخورید که؟!

میگن: ناموسا نمیخوریم!

هفت سال میگذره، نمیاد. چهارده سال میگذره، نمیاد. بیست و یکسال میگذره، بازم نمیاد.!

یکی از لاک پشتها میگه: بیا بخوریم بابا اون دیگه نمیاد.!

لاک پشته یهو از پشت درخت میپره بیرون میگه:

 

دیدین گفتم میخورین

 کثافتا

من اصن نمیرم...(cry)!!!!



تاريخ : جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:4 | نویسنده : یواشکی وارد نشوید |

خاطرات یک سرباز

بخون تا اخرش نتیجه اخلاقی داره!!!

سرباز که بودم ی روز سر پست مورچه هایی رو ک پشت سرم هم به ردیف میرفتن نظرم رو جلب کرد.رفتم جلو دیدم هر کدومشون یه تخمه هندونه به دهن گرفتن و میبرن.منم ک حوصلم سر رفته بود یکی یکی تخمه هارو از اونا میگرفتمو میخوردم.خام بودن ولی خوش مزه....نیم ساعتی گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم برم انبارشونو پیدا کنم و راحت بشینم بخورم.یه خورده ک ردشونو گرفتم وای وای چشمتون روز بد نبینه یارو یه دل سیر خورده بود ویه جا ریــ*ده بود...!

 

حالا نتیجه اخلاقی:میازار موری که دانه کش است ...!



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 20:4 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |

دختره رفته عینک فروشی میگه یه عینک آفتابی میخام

فروشنده میگه:اصل؟

دختره میگه وای ببخشید مهسا 22 طهران

 

خدایا اینو دیگه شفا نده بذار یکم بخندیم



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:59 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
http://www.axgig.com/images/80110523030740150950.jpg



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:58 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |

زنگ زدم 118 زنه گفت راهنمای 85 بفرمایید؟

..

.

.

.

.

.

بغض گلومو گرفت نتونستم حرف بزنم قطع کردم



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:55 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |


دیروز رفتم پارک

دیدم یه دختره رو نیمکت نشسته.داره خیلی غم انگیز به زمین نگاه میکنه

رفتم یه گل کندم بردم بهش دادم

پرسید مال منه!؟

گفتم بله مادمازل مال شماست.یه لبخند ملیح زد.

.

.

.

.

بعدش رفتم به باغون گفتم اون دختره رو میبینی اونجا نشسته؟

گفت عاره

گفتم اون همونیه که هر روز میاد پارک گلارو میکنه.

باغبونه ام با بیل افتاد دنبالش :|

 

پس چی!فک کردی من اهل این جلف بازیام؟ :|

فقط میخواستم ببینم یه دختر غمگین با چه سرعتی میتونه بدوئه...

قرصامم تموم شده :/



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:52 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
 

به دلیل حساس شدن رو عدد85

به دستور وزارت ارشاد از این پس اینجوری میشماریم

80

81

82

83

84

هوپ

86

87

88

89

...



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:48 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
http://s5.picofile.com/file/8161489676/Ax_bad_az_ye_sal.jpg



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:43 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
سلام بچه ها تو این مدت که نبودم ممنون که بازدید کردین دلم خیلی براتون تنگ شده بود

اینترنتمون بنا به مشکلاتی قطع شده ایشالا تا اسفند با فشارایی که به بابام میارم درست میشه!!!

عاغا عاشق دلباختتونم

امیر



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:35 | نویسنده : امیرمحمدزلفی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.